0
0

پارادایم چیست؟

183 بازدید

پارادایم چیست؟

پارادایم یک الگوی رفتاری، فکری و ذهنی هست که باعث میشود انسانها یک گونه رفتارهای مشابه تکراری را داشته باشند، این نوع رفتارها و یا این نوع افکار از شخص به خودی خود ساطع نشده  بلکه توسط گروهی و یا حتی چند generation (نسل) به این شخص یا به اشخاص انتقال داده شده است. بیشتر ما انسانها داریم در پارادایم زندگی میکنیم، پارادایم یک قفل ذهنیست، یعنی اگر فرض کنیم که چهارچوبی برای افکار ما وجود دارد ما زمانی که به دنیا می آییم افکار ما وارد این چهارچوب میشود، یعنی بدی ها و خوبی ها به ما نشان داده میشود، برای ما مرزهای متفاوتی معین میشود، توسط خانواده، توسط محیطهای آموزشی، توسط اقوام و  اشخاصی که قدرت بیشتری را در خانواده و فامیلهایمان دارند.

 

پارادایم رابطه چیست و چه تأثیرات منفی میتواند در روابط ما بگذارد؟

 

پارادایم یا قفل ذهنی رابطه یک سری الگو ها و دستورالعمل های تکراری هستند که ما بدون اینکه دلیلشان را بدانیم انجام میدهیم و یک سری چهارچوبهایی هستند که ما برای خودمان معین کردیم بدون وجود نیاز واقعی به آن و بدون اینکه به آنها فکر کنیم، اما ذهن ما روی آن سیستم فکری قفل شده، برای همین پارادایم به قفل فکری گفته میشود.

به طور مثال قفل فکری یا پارادایم روابط به این صورت است که من رابطه ام را اینگونه تعریف میکنم و اینگونه توجیه میکنم که این رابطه خوب هست به شرط و شروطی، یعنی زمانی که پدرم یا مادرم یا خاله عمه عمو دایی به من گفتند که رابطه خوب رابطه ای هست که قدرت زن بیشتر از مرد باشد یا قدرت مرد بیشتر از زن  یا اینکه مرد باید کار کند و خرج خانه را در بیاورد، یا برعکس زن نباید در محیط کاری کار کند تمامی اینها پارادایم هایی هستند که ما بچه هایمان را از ابتدا با آنها بزرگ میکنیم آنها را رشد میدهیم و در ذهن آنها ثابت میشود و زمانی که ما در رابطه وارد میشویم تعریف تمامی اتفاقاتی که در زندگی و در رابطه ما افتاده از قبل تعیین شده است، یعنی ما در رابطه‌ای که هستیم هیچ کنش و واکنشی وجود ندارد بلکه ما تسلیم  افکارمان هستیم به طور مثال اگر سال نو میشود همسر ما نامزد ما، اگر تازه ازدواج کرده ایم برای ما آن هدیه ی مورد نظری را که در طول سالهایی که ما رشد کردیم، نسلهایی که دورو بر ما بودند، نسلهای متفاوتی مثل خب پدر و مادر، نسل قبل ما هستند، و قبلتر از اون پدر بزرگها و مادر بزرگها و یا خاله و عمه و عمو دایی که از نسل قبلتر از پدر و مادر ما هستند و آموزه های آنها را یاد گرفته ایم دلیل بر این میشود که ما فکر کنیم زمانی همسرم من را دوست دارد که برای من در سال نو هدیه ارزشمند و یا گران قیمت بخرد، دلیلش را نمیدانیم، فلسفه آوردن هدیه گران قیمت را  نمیدانیم، اما چون به ما اینطور گفته شده، این مسئله را به همین صورت قبول میکنیم و فکر ما داخل این چهارچوب فکری قرار میگیرد، یعنی چه؟ یعنی ما هیچوقت نمیتوانیم Out of the box یا خارج از این چهارچوب و یا قاب فکری، فکر کنیم.

 اینگونه در نظر بگیرید که پارادایم رابطه مثل قاب عکسی میماند که رابطه شما را در آن قاب عکس فشرده کرده و شما هیچوقت از آن، در واقع از آن فرم نمیتوانید بیرون بیایید و این قاب عکس توسط خود شما به شخصه ایجاد نشده بلکه این فرم از قبل به شما تزریق شده، این فرم به شما گفته شده که این رابطه باید به این صورت باشد، همسر شما، شمارا دوست دارد به شما احترام میگذارد، وقتی که شما به او زنگ میزنید و میپرسید کجایی؟ و او میگوید الان میام، تعریف‌هایی که جامعه به شما تلقین میکند، تمامی اینها فکر شما را در یک الگوی رفتاری تکرار شونده می اندازد که شما نمیتوانید خارج از آن فکر کنید.

ضررهای پارادایم رابطه برای ما چیست ؟

 این است که ما قدرت واقعی خودمان و پارتنرمان را نمیدانیم، ما توانایی های پارتنرمان را نمیبینیم، بلکه ممکن است بر حسب آن چیزی که انتظار داشته ایم در رابطه هایمان اتفاق بیفتد با توجه به آن چیزی که یاد گرفته ایم از او انتظار داریم، یعنی به طور مثال اگر پارتنر ما توانایی دیگری داشته باشد ولی آن چیزی نباشد که ما در جامعه بهمان گفته شده که مثلا یک خانم قدرتمند هنوز هم قدرتمند است حتی اگر نتواند باردار شود یا هنوز هم یک مرد قدرتمند است حتی اگر درآمد زیادی نداشته باشد و قدرتشان را وابسته به شرایط خاص ندانیم، خب از توانایی های همسرمان در این مسئله کم میکنیم، زمانی که توانایی های همسر ما دیده و درک نشود مسلما از او شانس دیده شدن را میگیریم، او را در یک چهارچوبی میندازیم که دیگر ممکن است به راحتی نتواند از آن بیرون بیاید و نه تنها باعث میشویم که جلوی پیشرفتش گرفته شود بلکه پس رفت میکند، چرا چون زمانی که آدم ها توانایی ها و استعدادهایشان دیده نشود و جلوی آن دیواری قرار بگیرد، دیگر درجا نمیزنند بلکه به عقب بر میگردند درواقع به خودشان بر میگردند و واکنشهایشان متفاوت میشود.

 به طور مثال: اگر مردی ببیند که همسرش توانایی های او را نادیده میگیرد، هرچه که توانایی دارد، هرچه که تلاش میکند، هرچه که موفقیت های کوچک و بزرگ در زندگی خود داشته همسرش آنها را نمیبیند، چه میکند؟ باعث پس رفت رابطه اش میشود، یعنی چه؟ یعنی به دنبال شخصی میرود که توانایی های کوچک و پیش پا افتاده اش برای آن شخص بزرگ دیده شود.

آنجاست که خیانت اتفاق می افتد، خیلی از آدمها همسرهای خوبی دارند، همسر های تحصیل کرده ای دارند، خانم هایی دارند که زیبا هستند ولی ممکن است به آنها خیانت شود، ممکن است که سراغ خانمی بروند که خیلی از سطح خانم خودشان پایین تر است، خیلی زشت تر است، خیلی عقب افتاده تر و دارای سن بالاتر است و آن زیبایی های صورت را ندارد، آن سواد را ندارد، چرا؟ بخاطر اینکه توانایی های اون فرد و قدرت وجودی اون فرد مخصوصاً در آقایون توسط همسر کنونیشان دیده نشده و از آنجایی که در ذات مرد این هست که قدرتش تشویق شود، در حقیقت قدرتش ارزشمند شمرده شود، ارزشمند شمرده نشده، مرد به سمت و سویی میرود که این توانایی ها دیده شود، برای خانمها نیز این مسائل صدق میکند.

 فرق بین خانمها و آقایون این است، زمانی که یک بانو توانایی هایش توسط همسر خود دیده نشود عشق و محبتش را از همسرش کم میکند و به بچه هایش اضافه میکند و البته تأثیر این باز همان اتفاق قبلی را رقم میزند، یعنی این دو به هم شدیداً وابسته هستند، و در مقابل مردی که ببیند همسرش به او محبت نمیکند، محبت را در جای دیگری جستجو میکند، ولی این را نمیداند که خودش باعث و بانی این کمبود محبت شده، خانمها نیز دوست دارند که دیده بشوند، خانمها نیز دوست دارند که استعدادهایشان، توانایی هایشان و قدرتشان توسط یک مرد دیده شود، زمانی که هر دو طرف یک رابطه (خانم و آقا) همدیگر را کمک میکنند، قدرتهایشان نه تنها دیده میشود بلکه بیشتر شده و اگر ما به عنوان یک مرد توانایی های خانممان را در نظر نگیریم این خانم دیگر آن چیزی که میتواند به شما ارائه دهد نیست بلکه یک نسخه خیلی بی ارزش تر از آن چیزی که در واقع هست را به شما ارائه میدهد.

 اگر در رابطه ای که هستیم دو بار  به همسرمان انتقاد کنیم که به طور مثال غذات خوب نبود، دفعه سوم دیگر این خانم تلاشی برای بهتر کردن غذای خود نمیکند، بلکه در اون پارادایم ذهنی قرار میگیرد که غذاش خوب نیست و واکنش های متفاوتی ممکن است نشان دهد.

 واکنش هایی که در روابط نشان میدهیم

ما در روابطی که هستیم سه واکنش اصولا نشان میدهیم.

. واکنش فرار

 . تسلیم

 . حمله

 واکنش خانمها در بیشتر موارد واکنش تسلیم و یا فرار هست و واکنش آقایون در بیشتر موارد طبق تحقیقاتی که در تمام دنیا انجام شده حمله یا فرار هست، حال فرار یعنی چه ؟ یعنی آقا ممکن است که در محیط منزل به آن چیزهایی که نیاز دارد ،تأیید، محبت، توجه، مسائل جنسی و … نرسد از محیط خانه فرار کرده، زیادی کار میکند یا پرخاشگر میشود. یا به طور مثال، واکنش حمله را انتخاب میکند.

 توانایی ها یا در حقیقت آزادی های همسرش را به نحوی محدود میکند، به همسرش اجازه نمیدهد که خانمش نیز به آن چیزی که لایقش هست برسد، بلکه از حمله، توهین و توسری زدن همسرش استفاده میکند که خانمش را کوچک کند، چرا چون فکر میکند که قدرتش با کوچک کردن خانمش بیشتر میشود.

پارادایم های ذهنی مواردی هستند که ما فقط و فقط در یک رابطه، رابطه ای را خوشبخت تعریف میکنیم که در حقیقت کلیشه هست ، به طور مثال ما یک عروسی خیلی مجلل را به عنوان شروع یک رابطه موفق برای خودمان ترسیم میکنیم و اگر اینطور نباشد یعنی اگر زن و شوهری قصد گرفتن عروسی مجللی را نداشته باشند و بخواهند یک زندگی ساده را شروع کنند پارادایم ذهنی (قفل ذهنی) این زوج ممکن است  از سمت طرفین فامیل خانم و یا آقا القا شود که شما برای عروسیتان هزینه ای نکردید پس بنابراین برای شما  همسرتان یا بی ارزش است و یا اینکه این زندگی آن زندگی که باید بشود و یا اینکه این شروعی برای یک خوشبختی نیست، برعکس این موارد اینگونه است که اگر یک زوج هیچگونه باهمدیگر مشارکت و همدلی نداشته باشند و یا احترام همدیگر را نگه ندارند ولی یک عروسی مجلل گرفته باشند،چیزی که از بیرون به این خانواده ترغیب میشود این است که این خانواده برای آغاز یک خوشبختی آماده اند چرا؟ چون یک عروسی مجللی یک مهمانی مجللی گرفته اند و الان آماده اند که بالاخره خوشبختیشان را آغاز کنند.

 این میشه پارادایم در رابطه، یعنی ما نمیتونیم از این قفل ذهنی بیایم بیرون که اون کسی که مهمونی مجللی نگرفته هم خوشبخته، اون کسی که همسرش خرج زیادی براش میکنه هم خوشبخته، ذهن ما به شدت وابسته هست و ما همه چیز را حول محور یک پارادایم انجام میدهیم.

پارادایم چطور ایجاد شده؟

 پارادایم به این صورت ایجاد شده است که یک دلیلی در گذشته های دور وجود داشته، یعنی به طور مثال اگر در رابطه با روابط بخواهیم مثال بزنیم، در گذشته های دور خانواده ها هیچ چیز با ارزشی نداشته اند، یعنی فکرهای آدمها ارزشمند نبوده چرا؟ چون آدمها با فکرشان کار نمیکردند، بلکه با اون توانایی های مالیشان کار میکردند.

در آن زمان آدمها با فکرشان ارزشمند شمرده نمیشدند بلکه با پول و سرمایه مالیشان ارزشمند شمرده میشدند، به همین دلیل شخصی که توانایی مالی بهتری داشته به عنوان قدرتمندتر شناخته میشده و بخاطر اینکه ارزشمندترین چیزی که در اون زمان به عنوان مثال پول، سکه و یا سرمایه اش را به همسرش هدیه میداده و یا برعکس، این پارادایم در گذشته های دور شکل گرفته.

 کسی که مسائل مالی زیادی را در اختیار همسرش قرار میدهد او را دوست دارد، ممکن است که در واقعیت به این صورت نباشد و ممکن است که  شرایط زندگی برایش محیا میکرده، شاید مشکلاتی داشته، شاید میخواسته اون مشکلاتش را پنهان کند، شاید میخواسته با این کار به طور مثال از خانم یه سری فرجه هایی بگیرد، شاید میخواسته آزادیش را بخرد، شاید میخواسته فقط در زندگی باشد که خانم سرش به بچه ها گرم باشد و این آقا بتواند از آزادی خودش استفاده کند، اما در دراز مدت این پارادایم، این قفل ذهنی، این سبک فکری ایجاد شده.

حالا اگر مردی برای خانم خود توانایی های مالی نداشته باشد اما فکر بزرگی داشته باشد، دل بزرگی داشته باشد، قلب مهربان و رئوفی داشته باشد، به خانم خود احترام بگذارد، ارزش بدهد، به آزادی های زنش احترام بگذارد و به او اجازه ی رشد بدهد، اینها دیده نمیشود و همسرش مجددا با تمامی امکاناتی که دارد هنوز این قفل ذهنی در ذهنش وجود دارد که چرا سال نو موقع تولدم و حالا مناسبتهای متفاوتی که بوده آن هدیه ارزشمند مالی را برای من نخریدی، مادامی که اون هدیه ارزشمند مالی برای من خریداری نشود تو من را دوست نداری، و اینها پاردایم های ذهنی یک رابطه هستند.

ما باید قفلهای ذهنی رابطه را بشکنیم. باید از  فکر ذهنیمون بیرون بیاییم، باید آزاد شویم، باید رها شویم، هرکدام از ما باید فرهنگ و بدعت زندگی خودمان را ایجاد کنیم، هر کدام از ما باید بدانیم که نسل بعد از ما، از ما شروع میشود و ما دنباله رو نیستیم بلکه ما پیشرو هستیم و باید پارادایم شیفت انجام دهیم، یعنی یک سری الگو های رفتاری و فکریمان را، یک سری باورهای عمیقمان را باید جایگزین باورهای جدید بکنیم.

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://sarahnejad.ir/?p=1551
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوکپینترستلینکدین
ادمین سایت
مطالب بیشتر

نظرات

2 نظر در مورد پارادایم چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. سلام هم قبیلەی دوست داشتنی ❤عالی بود 👌ممنون بابت مطالب ارزشمندی کە در اختیارمون قرار میدین🙏🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹

    شاد باشید

    8